محمد ابراهيمى وركيانى

28

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

قلهء كوه‌ها از باغ‌هاى پر از درختان ميوه انباشته كرده بودند ، ولى به خاطر كفران نعمت و نپذيرفتن پيام الهى ، عذاب خداوندى بر آنها فرود آمد و سيلى خروشان سد مأرب را شكست « 1 » و همهء اراضى زير كشت و باغ‌هاى آنان را نابود كرد . از همين رو گروه‌هايى از اين مردم مجبور شدند به ديگر بخش‌هاى جزيرةالعرب - در مجاورت خليج‌فارس و درياى مديترانه و يا شهر يثرب - مهاجرت كنند . آنها در آنجا نيز قدرت‌هايى را به وجود آوردند ؛ بدين بيان كه پادشاهان « آل‌منذر » در قلمرو قدرت ساسانيان ، پادشاهان « آل‌غسان » در مجاورت قدرت روميان و قبيلهء اوس و خزرج نيز در يثرب و مدينةالنبى شكل گرفتند . « 2 » آيات سورهء نمل « 3 » از برخورد حضرت سليمان با ملكه سبأ حكايت دارد . اين جريان تاريخى اولًا بيانگر وجود حكومتى مردمى همراه با لياقت‌محورى بوده ؛ تا آنجاكه مردم يمن به خاطر حسن مديريت ملكه بلقيس ، رهبرى او را پذيرفته بودند . « 4 » ناگفته نماند كه اين آيات ، هم حاكى از تمدن ملت عرب در بخش جنوبى اين منطقه است و هم نمودار تمدن عظيم‌ترى متعلق به بنىاسرائيل است كه در جزيرةالعرب شكل گرفته ؛ بدين‌معنا كه تمدن قوم يهود نيز كه همهء مورخان ، آن را يكى از تمدن‌هاى كهن مىشمرند ، از آغاز تا انجام ، در جزيرةالعرب بوده ؛ چنان‌كه على ( ع ) نيز در خطبهء قاصعه به اين معنا ( همراه با سابقهء قدرت فرزندان اسحاق و اسماعيل ) اشاره دارد . حاصل اينكه براساس آيات قرآن و نهج‌البلاغه و گزارش مورخان عرب و غيرعرب قبل و بعد از اسلام ، بىترديد در جزيرةالعرب تمدن‌هايى كهن وجود داشته كه پاره‌اى از آثار باستانى آن موجود بوده و پاره‌اى نيز به‌دست باستان‌شناسان كشف گرديده است . از همين روست كه قاضى صاعد اندلسى تمدن ملت عرب را يكى از تمدن‌هاى هشتگانه و در رديف تمدن هند ، ايران و يونان دانسته است . گوستاولبون فرانسوى نيز در كتاب تمدن اسلام و عرب مىگويد : هرودوت

--> ( 1 ) . حادثه ويرانى سد مأرب 120 سال قبل از ميلاد مسيح ( ع ) گزارش شده است . ( حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 1 ، ص 32 ) ( 2 ) . نيز بنگريد به : همان ، ج 1 ، ص 40 ؛ جواد على ، المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام ، ج 1 ، ص 128 ؛ مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 1 ، ص 523 . ( 3 ) . نمل ( 27 ) : 44 - 19 . ( 4 ) . بنگريد به : نائينى ، تنبيه الامة و تنزيه الملّة ، ص 43 .